X
تبلیغات
رایتل
عطر بهشت مادری

مادر که می شوی گویی بهشتی فراروی داری که تا ابد از عطر بهاری اش سرمست خواهی بود

وقتی باقیمانده برنج را در باغچه حیاط می ریزم تا چند وقت بعدش در انتظار شنیدن صدای خوش آهنگ گنجشکان می نشینم... 

گوشم تیز می شود و تا صدایشان را می شنوم هرجای خانه که باشم خودم را آرام و بی سروصدا به کنار پنجره می رسانم تا در عین حال که این منظره زیبا را به تماشا می نشینم مزاحم غذا خوردنشان نباشم و احیانا نترسانمشان... 

با اینکه بارها و بارها شاهد چنین منظره ای یعنی نوک زدن گنجشکان به برنج ها و روی سر و کول هم پریدنشان برای بدست آوردن دانه ای بیشتر بوده ام ولی بازهم مدام از لای پرده سرک می کشم تا بیایند، دلم غنج می رود برای این صحنه و لبخند را مهمان صورتم می کند؛ نمی دانم شاید برای این است که احساس سیر کردنشان برایم بسی لذت بخش است... 

پانوشت : البته در خانه ما سعی بر این است که از غذا، باقیمانده ای نباشد ولی اشکالی ندارد همان گاهگداری هم باعث سیری گنجشکان می شود!!!  

نوشته شده در سه‌شنبه 14 اردیبهشت 1395ساعت 16:42 توسط آرامش نظرات (0)|



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


پیوند های روزانه

آرشیو سایت

پیوند ها

اختصاصی ویژه

طراح قالب

امکانات سایت